قدرتمندترین زبان‌ دنیا

امروزه بیش از ۶۰۰۰ زبان در جهان صحبت می‌شود، اما فقط ۱۵ تا از آنها زبان نیمی جزو زبان‌های رایج‌اند. در دهکده جهانی امروز با جوامع چند زبانه، اهمیت دانش زبان در امر تسهیل ارتباطات و مشارکت در فعالیتهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بسیار چشمگیر و غیر قابل انکار است. اما سوال اینست: کدام زبانها مفیدتر‌اند؟ اگر یک بیگانه بر روی زمین فرود آید، کدام زبان این امکان را برای او فراهم می‌کند تا کاملاً با انسان‌های دیگر وارد تعامل شود؟
قدرتمندترین زبان‌ دنیا

 

فرصت‌های نوین


برای درک کارآیی زبان، باید درها یا "فرصت ها"ی باز شده توسط آن را در نظر گرفت؛ این مولفه‌ها که هر یک فرصت جدیدی را فراهم می‌کنند عبارتند از:

۱. جغرافیایی/ توانایی سفر
۲. اقتصادی/ توانایی مشارکت در اقتصاد
۳. ارتباطاتی/ توانایی گفتگو

۴. دانش و رسانه‌ای/ توانایی بکارگیری دانش و رسانه‌های متنوع
۵. دیپلماسی/ توانایی درگیر شدن در روابط بینالملل

 

RD9BaB-1611171971.jpg

 

قدرتمندترین زبان ها 


حتی اگر شاخص فرصت دیپلماسی نادیده گرفته شود شش زبان برتر دنیا، اتفاقاً جزو زبان‌های رسمی سازمان ملل هستند. چهار زبان باقیمانده در  لیست زبان‌های برتر شامل دو زبان پرتغالی و هندی و زبان‌های دو کشور وزین اقتصادی یعنی آلمان و ژاپن است.

 

چرا زبان مهم است


مطابق با مولفه‌های نامبرده، لندن و نیویورک دو شهر برتر جهان و به همین ترتیب، هنگ کنگ و سنگاپور، با زیرساختهای انگلیسی خود، پایتختهای مالی آسیا هستند. در واقع، این مساله تصادفی نیست که هشت مرکز از ۱۰ مرکز مالی جهانی، در زبان انگلیسی تبحر دارند.
قدرت زبان انگلیسی هر دو اثر مثبت و منفی را با هم دارد: به این معنا که علیرغم اینکه جایگاه این زبان به تسهیل ارتباطات بینالمللی در جهان کمک می‌کند، اما سرایت زبان انگلیسی در سایر زبان‌ها و اشغال جایگاه آنها، بقا و تمامیت این زبان‌ها را تهدید می‌کند. به همین دلیل کشوری مثل فرانسه اقداماتی را برای جلوگیری از تجاوز زبان انگلیسی به زبان فرانسه انجام داده است.
طبق برآوردهای انجام شده توسط شاخص رقابت جهانی، در بین ۱۰ کشور برتر دنیا (به لحاظ اقتصادی)، زبان رسمی چهار تا از آنها انگلیسی است. شش کشور باقیمانده هم، به استثنای ژاپن، از سهم قابل توجهی از مردم انگلیسی زبان و یا تسلط بالایی نسبت به این زبان برخوردار هستند.
مهارت زبان همچنین می‌تواند تا حدودی ترکیب نخبگان جهانی را توضیح بدهد به این معنا که گردانندگان و تاثیرگذاران جهان نسبت به زبان انگلیسی تعصب دارند. برای وارد شدن یک کشور به جامعه نخبگان جهانی، تاثیر نسبت افراد انگلیسی زبان آن کشور به کل جمعیت، بسیار پر‌رنگ‌تر و حیاتی‌تر از عواملی مثل تعداد میلیاردرها یا تولید ناخالص ملی آن کشور است. به همین دلیل ممکن است در مناظرات مربوط به سیاست جهانی، که بلا استثنا به زبان انگلیسی انجام می‌شود، نگرانی‌های کشورهایی که ضعف زبان انگلیسی دارند، نادیده گرفته شود.

 

2tJDNe-1611172008.jpg

 

جهانی‌سازی، زبان انگلیسی را به یک پدیده جهانی تبدیل کرده است. اما آیا فناوری (به عنوان مثال دستگاه‌های ترجمه همزمان) می‌تواند نیاز به یادگیری زبان و همسان‌سازی بستر زبانی را برطرف کند؟ فناوری‌های ترجمه در واقع یک موفقیت بزرگ‌اند، تقریباً مثل نقشه های GPS که نیاز به اطلس جاده‌ها را از بین برده است. با این حال، زبان چیزی فراتر از مجموعه کلمات است که با فرهنگ در هم آمیخته و جنبه‌ای احساسی از شخصیت انسان است.
علاوه بر این، مطالعات نشان داده که افراد چند زبانه مشکلات را بهتر حل می‌کنند و همینطور شخصیت فرد براساس زبانی که به کار می‌برد تغییر می‌کند. پس به بیان ساده‌تر، دستگاه‌های ترجمه هرگز جایگزین نیروی انسانی و مزایای یادگیری زبان نمی‌شوند. همانطور که گوگل همه انسانها را به محقق بدل نکرده، دستگاه‌های ترجمه هم نمی‌توانند فی نفسه  ما را نسبت به فرهنگ‌های دیگر همدل یا آگاه‌تر کنند.
اگرچه اکنون انگلیسی زبان غالب دنیاست، آیا ممکن است روزی ماندارین (یا زبان دیگری) برتری آن را به چالش بکشد؟ این سوال، سوال جالب دیگری را به دنبال دارد: کدام زبانها در سال ۲۰۵۰ قدرت بیشتری خواهند داشت؟ 

 

5S4FZF-1611172033.jpg

برای نوشتن نظرتان ابتدا وارد شوید

در همین زمینه بخوانید!