حقایق جالبی از دنیای نوشتن

حقایق عجیب زیادی در باره دنیای نوشتاری وجود دارد که بعضی از آنها غیر‌قابل تصور و بعضی دیگر خیلی خنده‌دار‌اند. در هر حال، چیزهای بی اهمیت ولی جالبی در مورد روند نوشتن و یا نحوه نوشتن نویسندگان وجود دارد که امیدواریم شما از خواندن آنها لذت ببرید:
حقایق جالبی از دنیای نوشتن


-گفته می شود که کاتب ملکه الیزابت با نام پیتر بالز، نسخه‌ای کامل و دستنویس از کتاب مقدس تولید کرده که به قدری کوچک است که می‌توان آن را درون یک پوسته گردو قرار داد.

-فردریش فون شیلر سیبهای فاسد را در میز کار خود نگه می‌داشت و ادعا می‌کرد که هنگام نوشتن به رایحه پوسیدگی آنها احتیاج دارد، چون برایش الهام‌بخش هستند و ذهنش را فعال می‌کنند.

-گفته می‌شود ادیت سیتول هر روز قبل از دست به قلم شدن و شروع نگارش، دوست داشت در یک تابوت ِدر‌باز دراز بکشد.

 

8mP10g-1612210640.jpg

 

-جان اشتاین بک برای نوشتن رمان شرق عدن از ۳۰۰ مداد استفاده کرد و معروف بود که در یک روز فقط ۶۰ تا از این مدادها را بکار گرفت.

-کلمه "mogigraphia" به معنی "گرفتگی عضلات نویسنده" است.

-کلمه "colygraphia" به معنی "بن‌بست نویسندگی" است، جایی که مغز نویسنده دیگر کشش نوشتن را ندارد.

-گرترود استین ادعا کرد که نحوه آب نوشیدن سگش با نام بسکت، در حالت‌های مختلف، به او تفاوت بین جملات و پاراگراف‌ها را در یک نوشتار یاد داده است.

-ولادیمیر نابوکوف و گرترود اشتاین هر دو دوست داشتند که در یک اتومبیل پارک شده بنشینند و بنویسند.

-شاعر امی لوول یک بار ۱۰ هزار سیگار برگ خریداری کرد و مدعی شد که برای نوشتن به کمک آنها احتیاج دارد.

-گراهام گرین هر روز بعد از نوشتن ۵۰۰ کلمه، بعنوان استراحت مدتی سر پا می‌ایستاد، حتی اگردر وسط نوشتن یک جمله بود.

-آنتونی ترولوپ هر روز صبح ساعت ۵:۳۰ روز خود را با نوشتن شروع می‌کرد. او هر ۱۵ دقیقه ۲۵۰ کلمه می‌نوشت و با یک تایمر سرعت کار خودش را اندازه‌گیری می‌کرد. 
-جی. آر. آر. تالکین فکر می‌کرد هیچ داستان جدیدی وجود ندارد بلکه فقط یک "دیگ داستان" وجود دارد که نویسندگان هنگام نوشتن در آن فرو می‌روند و مطالب خود را از آن بیرون می‌آورند.

-آگاتا کریستی از دیس گرافی رنج می‌برد، بدان معنا که نمی‌توانست خوانا بنویسد. در نتیجه، مجبور بود همه رمان‌های خود را دیکته کند تا فرد دیگری آنها را با ماشین تحریر، تایپ کند.

-وقتی که دکتر سئوس در نوشتن کتابهای خود گیر می‌کرد، به یک کمد مخفی پر از صدها کلاه می‌رفت و آنها را یکی‌یکی می‌پوشید تا وقتی که کلمات دوباره به ذهنش برمی‌گشتند.

- ترومن کاپُت اغلب در حالی می‌نوشت که به پشت دراز کشیده بود، با یک لیوان نوشیدنی در یک دست و یک مداد در دست دیگر.

-ارنست همینگوی و ترومن کاپُت هر دو برای بهتر فکر کردن در حین نوشتن، شروع می‌کردند به تراشیدن مداد خود.

-در سرشماری سال ۱۸۹۱ انگلستان ، ۶۰۰۰ پاسخ دهنده خود را به عنوان نویسنده، ویراستار یا روزنامه نگار معرفی کردند و در سال ۱۹۰۱، این رقم به ۱۱۰۰۰ نفر افزایش یافت.

-اولین رمان منتشر شده که بر روی یک واژه پرداز "نوشته شده" رمان "بمب افکن" لن دایتون بود که در سال ۱۹۶۸ به رشته تحریر درآمده است.

 

gewI4o-1612210634.jpg

 

-اولین فیلسوفی که به وسیله ماشین تحریر کتاب خود را نوشت، فردریش نیچه بود.

-آلفرد هیچکاک یک بار به منزل جورج سیمنون زنگ زد و به او گفتند که این نویسنده پرکار در حال نوشتن یک رمان است. او گفت: "بگذارید کارش را تمام کند، من گوشی را نگه می‌دارم"!!

-«scribblement/ دستخط خرچنگ‌و‌قورباغه» کلمه ای نادر از قرن هفدهم است که به «خط شخصی آشفته مثلا یک آدم دیوانه» اشاره دارد.

"Typomania" اشاره دارد به یک نوع شیدایی برای نوشتن مطلب به منظور انتشار یافتن.

برای نوشتن نظرتان ابتدا وارد شوید

در همین زمینه بخوانید!